خدای را

مسجد من کجاست

ای ناخدای من؟

در کدامین جزیره آن آبگه ایمن است

که راهش

از هفت دریای بی زنهار

می گذرد؟

***

از تنگابی پیچاپیچ گذشتیم

- با نخستین شام سفر -

که مزرعه سبز آبگینه بود.

 

و با کاهش شب

- که پنداری

در تنگه سنگی

جای خوش تر داشت -

به در یائی مرده درآمدیم

- با آسمان سربی ِ کوتاهش -

که موج و باد را

به سکونی جاودانه مسخ کرده بود.

و آفتابی رطوبت زده

 - که در فراخی ِ بی تصمیمی خویش

سر گردانی می کشید،