برخیز که می رود زمستان

بگشای در سرای بستان
نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان


وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد زپیش ایوان


آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم عشق پنهان


بر خیز که باد صبح نوروز
در باغچه می کند گل افشان


خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان