گفته بودی می شوی هم راز و هم آوای من


می سرایی عشق را در خلوت شبهای من


گفته بودی در کنارم تا ابد می مانی و


همره دل می شوی در شادی و غمهای من


 گفته بودی بین ما دیگر نمی آید فراغ


گفته بودی می شوی یاد دل تنهای من


 آه اما امشب از آن کوچه ها رفتم ولی


باز هم تنها صدای شعر تو بود و صدای پای من


نامه های تو هنوز از عشق لبریز و چه سود


که خودت رفتی و مانده این شب یلدای من